۰
قراری چون ندارد جانم اینجا
دل خود را چه میرنجانم اینجا؟
۱
سر عاشق کلهداری نداند
بنه کفشی، که من مهمانم اینجا
۲
مرا گفتی: کز آنجا آگهی چیست؟
چه میپرسی، که من حیرانم اینجا
۳
نه او پنهان شد از چشمم، که من نیز
ز چشم مدعی پنهانم اینجا
۴
اگر بتوان حدیثی گوی از آن روی
که من بیروی او نتوانم اینجا
۵
نگارینی که سرگرداند از من
نگردانی، که سرگردانم اینجا
۶
مرا با دوست پیمانی قدیمست
بدان پیوند و آن پیمانم اینجا
۷
ز زلفش بر دماغم هست بویی
چنین زنده به بوی آنم اینجا
۸
به درد اوحدی دلشاد گشتم
که آن لب میکند درمانم اینجا
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.