اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۵

اوحدی مراغه‌ای•غزلیات•وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
♡
۰

شب و روز مونس من غم آن نگار بادا

سر من بر آستان سر کوی یار بادا

۱

دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگردد

به رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا

۲

چو رضای او در آنست که دردمند باشم

غم و درد او نصیب من دردخوار بادا

۳

ز ملامت رقیبان نکند گذار بر من

که بت من از رقیبان به منش گذار بادا

۴

سخن کنار پر خون که مراست هم بگویم

به میان لاغر او، که درین کنار بادا

۵

چو به اختیار کردم دل و جان فدای آن رخ

گر ازو کنم جدایی نه به اختیار بادا

۶

به من، ای صبا، نسیمی ز بهار دولت او

برسان، که سال و ماهت همه نو بهار بادا

۷

چه کند مرا رقیبش همه سال دور از آن رخ؟

که چو من به درد دوری همه ساله زار بادا

۸

لب او چو باز پرسد دل عاشقان خود را

دل ریش اوحدی نیز در آن شمار بادا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…