اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۶

اوحدی مراغه‌ای•غزلیات•وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
♡
۰

پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا

گر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را

۱

پنهان اگر چه داری چون من هزار مونس

من جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا

۲

روزی حکایت ما ناگه به گفتن آید

پوشیده چند داریم این درد بی‌دوا را؟

۳

تا کی خَلی درین دل پیوسته خارِ هجران؟

مُردم ز جورت آخر، مَردم نه سنگ خارا

۴

آخر مرا ببینی در پای خویش مرده

کاوّل ندیده بودم پایان این بلا را

۵

باد صبا ندارد پیش تو راه، ورنه

با ناله‌های خونین بفرستمی صبا را

۶

چون اوحدی بنالد، گویی که صبر می‌کن

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…