اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۹

اوحدی مراغه‌ای•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
♡
۰

مبارک روز بود امروز، یارا

که دیدار تو روزی گشت ما را

۱

من آن دوزخ دلم، یارب، که دیدم

به چشم خود بهشت آشکارا

۲

نه مهرست این، که داغ دولتست این

که بر دل بر ز دست این بی‌نوا را

۳

ز یک نا گه چه گنج دولتست این؟

که در دست اوفتاد این بی‌نوا را

۴

درین حالت که من روی تو دیدم

عنایت‌هاست با حالم خدا را

۵

هم آه آتشینم کارگر بود

که شد نرم آن دل چون سنگ خارا

۶

مرا تشریف یک پرسیدنت به

ز تخت کیقباد و تاج دارا

۷

بکش زود اوحدی را، پس جدا شو

که بی‌رویت نمی‌خواهد بقا را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…