اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۲۱

اوحدی مراغه‌ای•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

به خرابات گرو شد سر و دستار مرا

طلبم کن ز خرابات و به دست آر مرا

۱

بفغانند مغان از من و از زاری من

شاید از پیر مغان هم ندهد بار مرا

۲

ساخت اندر دل ما یار خراباتی جای

ز خرابات به جایی مبر، ای یار، مرا

۳

اندر آمد شب و تا صومعه، زین جا که منم

راه دورست، درین میکده بگذار مرا

۴

مستم از عشق و خراب از می و بیهوش از دوست

دستگیری کن و امروز نگه دار مرا

۵

رندیی کان سبب کم زنی من باشد

به ز زهدی که شود موجب پندار مرا

۶

جای من دور کن از حلقهٔ این مدعیان

که بدیشان نتوان دوخت به مسمار مرا

۷

برتن از عشق چو پَر، فایده بندی دارم

پند بی‌فایده در دل نکند کار مرا

۸

گر از این کار زیانم برسد، باکی نیست

اوحدی، سود ندارد، مکن انکار مرا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…