۰
حاشا که جز هوای تو باشد هوس مرا
یا پیش دل گذار کند جز تو کس مرا
۱
در سینه بشکنم نفس خویش را به غم
گر بیغمت ز سینه برآید نفس مرا
۲
فریاد من ز درد دل و درد دل ز تست
دردم ببین و هم تو به فریاد رس مرا
۳
گیرم نمیدهی به چو من طوطیی شکر
از پیش قند خویش مران چون مگس مرا
۴
زین سان که هست میل دل من به جانبت
لیلی تو میل جانب من کن، که بس مرا
۵
گفتم که باز پس روم از پیش این بلا
بگرفت سیل عشق تو از پیش و پس مرا
۶
ای اوحدی، هوای رخ او مکن دلیر
بنگر که چون گداخته کرد این هوس مرا؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.