۰
به خرابات برید از در این خانه مرا
که دگر یاد شراب آمد و پیمانه مرا
۱
دل دیوانه به زنجیر نبستن عجبست
که به زنجیر ببندد دل دیوانه مرا؟
۲
می بیارید و تنم را بنشانید چو شمع
پیش آن شمع و بسوزید چو پروانه مرا
۳
همچو گنجیست درین عالم ویران رخ او
یاد آن گنج دوانید به ویرانه مرا
۴
بر میان از سر زلفش کمری میبستم
گر بدو دست رسیدی چو سرشانه مرا
۵
هر که خواهد که به دامم کشد آسان آسان
گو: مپندار به جز خال لبش دانه مرا
۶
سرم از شوق و دل از عشق چنین شیفته شد
تا که شد اوحدی شیفته هم خانه مرا
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.