اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۴۵

اوحدی مراغه‌ای•غزلیات•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

ای نرگس تو فتنه و در فتنه خواب‌ها

زلف تو حلقه‌حلقه و در حلقه تاب‌ها

۱

حوران جنت ار به کمالت نگه کنند

در رو کشند جمله ز شرمت نقاب‌ها

۲

دست قضا چو نسخهٔ خوبان همی‌نبشت

روی تو اصل بود و دگر انتخاب‌ها

۳

گر پرتوی ز روی تو در عالم اوفتد

سر بر کند ز هر طرفی آفتاب‌ها

۴

آخر زکات این همه خوبی نه واجبست؟

منعت که می‌کند که نکردی ثواب‌ها؟

۵

فردا مگر گناه نباشد مرا به حشر

کامروز در فراق تو دیدم عذاب‌ها

۶

من می‌کنم دعا و تو دشنام می‌دهی

آری، بر تو کم نبود این جواب‌ها

۷

از اشک دیده بر ورق روی چون زرم

گویی مگر به سیم کشیدند باب‌ها

۸

امشب چنان گریسته‌ام که اشک چشم من

همسایه را به خانه در افکند آب‌ها

۹

بر خوان سینه از دل بریان نهاده‌ام

در رهگذار خیل خیالت کباب‌ها

۱۰

غیری در اشتیاق تو گر نامه‌ای نوشت

شاید که اوحدی بنویسد کتاب‌ها

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…