اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۴۸

اوحدی مراغه‌ای•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیا

غمت از خاک درت بیشترم سود، بیا

۱

سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد

گر زیانست درین آمدن از سود، بیا

۲

مایهٔ راحت و آسایش دل بودی تو

تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا

۳

ز اشتیاق تو دَرافتاد به جانم آتش

وز فراق تو درآمد به سرم دود، بیا

۴

ریختم در طلبت هر چه دلم داشت، مرو

باختم در هوست هر چه مرا بود، بیا

۵

گر ز بهر دل دشمن نکنی چارهٔ من

دشمنم بر دل بیچاره ببخشود، بیا

۶

زود برگشتی و دیر آمده بودی به کفم

دیر گشت آمدنت، دیر مکن، زود بیا

۷

کم شود مهر ز دوری دگران را لیکن

کم نشد مهر من از دوری و افزود، بیا

۸

گر بپالودن خون دل من داری میل

اوحدی خون دل از دیده بپالود، بیا

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…