۰
نوبهارست و دل پر هوس و بادهٔ ناب
حبذا روی نگار و لب کشت و سر آب
۱
صبح برخیز و بر گل به صبوحی بنشین
چون به آواز خوش مرغ درآیی از خواب
۲
عیش نیکوست کسی را که تواند کردن
ای توانای خردمند، چه داری؟ دریاب
۳
اگر آن زلف تو در بردن عقل از همه روی
وی لب تو در غارت دین از همه باب
۴
کافران روی به محراب نکردند، ولی
بکنند ار خم ابروی تو باشد محراب
۵
اوحدی پیش تو صد نامه فرستاد از شوق
که نه آثار وفا دید و نه ایثار جواب
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.