اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۵۵

اوحدی مراغه‌ای•غزلیات•وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
♡
۰

زان دوست که غمگینم، غم‌‎خوار کنش، یارب

دشمن که نمی‌خواهد، هم‌خوار کنش، یارب

۱

اندر دل سخت او کین پر شد و مِهر اندک

آن مهر که اندک شد، بسیار کنش، یارب

۲

سر گشته و غم‌خوارم، آن کین غم ازو دارم

همچون من سرگشته، بی‌یار کنش، یارب

۳

کردست رقیبان را خار گل روی خود

نازک شکفید آن گل، بی‌خار کنش، یارب

۴

گر زلف چو زُنّارش می‌رنجد ازین خرقه

این خرقه که من دارم، زنّار کُنَش یارب!

۵

این سینه که شد سوزان از مِهر جگردوزان

چون مهر بر افروزان، یا نار کنش، یارب

۶

آن کاو نکند باور بیماری و درد من

یک چند به درد او، بیمار کنش، یارب

۷

چشمش همه را خواند وز روی مرا راند

مستست و نمی‌داند، هشیار کنش، یارب

۸

هر دم به دل سختم، تاراج کند رختم

در خواب شد این بختم، بیدار کنش، یارب

۹

بی‌کار شد آه من، اندر دل ماه من

منگر به گناه من، پر کار کنش، یارب

۱۰

دل برد و ز درد دل می‌گریم و می‌گویم:

کان کس که ببُرد این دل، دلدار کنش، یارب

۱۱

آن کش نشد آگاهی از غارت رخت من

یک هفته اسیر این طرّار کنش، یارب

۱۲

گر زانکه بیازارد، سهل‌‎ست، مرا آن بت

از اوحدی آن آزار، بیزار کنش، یارب

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…