۰
پس از مشقت دوشین که داشت گوش امشب؟
که من به کام رسم زان لب چو نوش امشب
۱
کشیدهایم بسیبار چرخ، وقت آمد
که چرخ غاشیهٔ ما کشد به دوش امشب
۲
بیار، ساقی، از آن جام راوقی، تا من
در افگنم به رواق فلک خروش امشب
۳
خیال خوب مبند، ای دل امشبی و مخسب
تو نیز جهد کن، ای دیده و بکوش امشب
۴
ز خانقاه دلم سیر شد، برای خدای
مرا مبر ز سرکوی میفروش امشب
۵
شراب حاضر و معشوق مست و من عاشق
ز من مدار توقع به عقل و هوش امشب
۶
به ترک نام کن، ای اوحدی وخرمن ننگ
بیار باده و بنشین و باده نوش امشب
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.