۰
بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب
برون نمیرود آن صورت از خیال امشب
۱
به حکم آنکه ندارم حضور بیرخ دوست
مرا نماز حرامست و می حلال امشب
۲
ز باده خوردن اگر منع میکنندم خلق
بدین سخن نتوان رفت در جوال امشب
۳
ز عشرت و طرب و باده هیچ باقی نیست
ولی چه سود؟ که دوریم از آن جمال امشب
۴
گرم نه وعدهٔ دیدار باز دادی دل
بلای هجر نمیکردم احتمال امشب
۵
هلال، اگر نه چو ابروی یار من بودی
نکردمی نظر مهر در هلال امشب
۶
شینیدهای که: بنالند عاشقان بیدوست؟
تو نیز عاشقی، ای اوحدی، بنال امشب
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.