اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۶۹

اوحدی مراغه‌ای•غزلیات•وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
♡
۰

تا دل ما با تو کرد روی ارادت

هیچ نیاید ز ما مخالف عادت

۱

گر چه کم ما گرفته‌ای تو ز شوخی

عشق تو افزون شدست و مهر زیادت

۲

رنگ سلامت ندیدم و رخ شادی

از برمن تا برفته‌ای به سعادت

۳

آنکه ز درد جدایی تو بمیرد

زنده نداند شدن به حشر و اعادت

۴

داروی رنج خود از طبیب نپرسم

گر تو قدم رنجه می‌کنی به عیادت

۵

همچو شهیدان تنش به خاک نپوسد

هر که به تیغ غم تو یافت شهادت

۶

دایه به مهرت برید ناف دل من

پس به کنارم گرفت روز ولادت

۷

چشم تو آنجا که دست برد به دستان

سر بنهادند زیرکان به بلادت

۸

اوحدی از درد دوری تو بنالید

با تو چو سودش نکرد صبر و جلادت

۹

او نه به مهرت سری نهاد، که هرگز

خود ز زمین بر نداشت روی ارادت

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…