اثر ادبی

قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - وله روح‌الله روحه

اوحدی مراغه‌ای•قصاید•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

بر آستان در او کسی که راهش هست

قبول و منزلت آفتاب و ماهش هست

۱

به راستی سر ازین دامگاه دامن‌گیر

کسی برد که ز توفیق او پناهش هست

۲

گرت ز گوشهٔ دل خواهش محبت اوست

یقین بدان که از آنگونه نیز خواهش هست

۳

چه باک از آن که پراکنده حالتیم و روان؟

اگر چنانکه به احوال ما نگاهش هست

۴

تو با خدای خود ار می‌کنی معاملتی

دلیر کن، که کریمست و دستگاهش هست

۵

گمان مرد ز گیتی اگر دوام و بقاست

یقین بدان تو که: اندیشهٔ پناهش هست

۶

به گاه عجز ضروریست عرض قصه، تو نیز

به عجز قصهٔ خود عرض کن، که گاهش هست

۷

اگرچه لذت شیرین دهد، به ملک مناز

که رخت خسروپرویز تاج و گاهش هست

۸

چو خواجه را اجل از ملک پنبه خواهد کرد

چه اعتبار به پشمی که در کلاهش هست؟

۹

به نان و آب تفاخر مکن، که حیوان نیز

به هر طرف که نگه میکند گیاهش هست

۱۰

اگر ز تیغ تو نفسی سپر نیندازد

حذر کن از نفس او، که تیر آهش هست

۱۱

رونده، گو: قدم اینجا به احتیاط بنه

که زیر هر قدمی چندگونه چاهش هست

۱۲

اگر گناه کند نیک مرد خیراندیش

مترس، گو، زعقوبت، که عذرخواهش هست

۱۳

مقدسا و خدایا، به حق راهروی

که از هدایت خاص تو انتباهش هست

۱۴

که روز بازپسین در گذار و رحمت کن

بر آنکه جاه ندارد، برآنکه جاهش هست

۱۵

به بوی لطف تو می‌آید اوحدی برتو

اگرچه سخت مخوفست و پرگناهش هست

۱۶

گرش به تیر بدوزی ورش به تیغ‌زنی

ره گریز ندارد، که داغ شاهش هست

۱۷

ز کردهای خودش گرچه خوفهاست، ولی

امید رحمت و آمرزش الهش هست

۱۸

در آنزمان که تو بر نامهٔ سیه بخشی

برو ببخش، که بس نامهٔ سیاهش هست

۱۹

ز خرمن عمل نیکش ارچه نیست جوی

ز شرم بی‌عملی گونهٔ چو کاهش هست

۲۰

بر آتش دل وت گر گواه می‌خواهی

ز گرمی نفس خویشتن گواهش هست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…