✦ گنجینه آثار

غزلیاتملک‌الشعرا بهار

۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی

آثار این بخش

نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
رفتن به شماره غزلشماره غزل را وارد کنید تا همان اثر مستقیم باز شود.
♧

شمارهٔ ۱

ملک‌الشعرا بهار
بر دل من گشت عشق نیکوان فرمان‌روااشک سرخ من دلیل و رنگ زرد من گوا
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲

ملک‌الشعرا بهار
همی نالم به دردا، همی گریم به زاراکه ماندم دور و مهجور، من از یار و دیارا
غزلیات
♧

شمارهٔ ۳

ملک‌الشعرا بهار
گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما رانشد کاین آسمان راحت گذارد یک ‌نفس ما را
غزلیات
♧

شمارهٔ ۴

ملک‌الشعرا بهار
دوست می‌دارم من این نوروز فرخ‌فال راتاکنم نو بر جبین خوبرویان سال را
غزلیات
♧

شمارهٔ ۵

ملک‌الشعرا بهار
خامشی جُستم که حاسد مرده پندارد مراوز سر رشگ و حسدکمتر بیازارد مرا
غزلیات
♧

شمارهٔ ۶

ملک‌الشعرا بهار
سیل خون‌آلود اشکم بی‌خبر گیرد تو راخون مردم‌، آخر ای بیدادگر، گیرد تو را
غزلیات
♧

شمارهٔ ۷

ملک‌الشعرا بهار
یا که به راه آرم این صید دل رمیده رایا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
غزلیات
♧

شمارهٔ ۸

ملک‌الشعرا بهار
خوشا بهارا خوشّا مِیا خوشا چمناخوشا چمیدن بر ارغوان و یاسمنا
غزلیات
♧

شمارهٔ ۹

ملک‌الشعرا بهار
جز روی تو کافروخته گردد ز می نابآتش که شنیده ‌است که روشن شود از آب
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۰

ملک‌الشعرا بهار
چشم ساقی چو من از باده خرابست امشبحیف از آن دیده که آمادهٔ خوابست امشب
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۱

ملک‌الشعرا بهار
بگرد ای جوهر سیال در مغز بهار امشبسرت گردم‌ نجاتم ده ز دست روزگار امشب
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۲

ملک‌الشعرا بهار
رقم قتل ما به دست حبیبچون مخالف نداشت شد تصویب
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۳

ملک‌الشعرا بهار
غم طوقی از آهن شد و برگردنم آویختچون ژندهٔ درویش، بلا در تنم آویخت
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۴

ملک‌الشعرا بهار
بسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوختکسی که علم فراموش کرد و جهل آموخت
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۵

ملک‌الشعرا بهار
همین نه از ستم چرخ شهر آمل سوختکه‌ از عطش به‌ ری امسال سبزه و گل سوخت
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۶

ملک‌الشعرا بهار
حشمت محتشمان مایهٔ مرگ فقراستداد ازین رسم فرومایه که در شهر شماست
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۷

ملک‌الشعرا بهار
عشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماستکی به‌مسجد سزد آن‌ شمع که ‌در خانه رواست
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۸

ملک‌الشعرا بهار
شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاستز عمر نشمرم آن ساعتی که او اینجاست
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۹

ملک‌الشعرا بهار
تا به گل هر لحظه بلبل را فغانی دیگراستهر طرف از شهرت گل داستانی دیگر است
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲۰

ملک‌الشعرا بهار
وحشت راه دراز از نظر کوته ماسترخ ‌متاب ای ‌دل ‌از‌ین ‌ره که خدا همراه ماست
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲۱

ملک‌الشعرا بهار
شب فراق تو گویی شبان پیوسته استکه زلف هرشبی اندرشب دگربسته است
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲۲

ملک‌الشعرا بهار
نم باران ز بستان گرد رفته استطبیعت‌ را گلی از گل شکفته است
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲۳

ملک‌الشعرا بهار
تو اگر خامی و ما سوخته‌، توفیر بسی استشعلهٔ عشق نه گیرندهٔ هر خاروخسی است
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲۴

ملک‌الشعرا بهار
شیرین‌لبی که آفت جان‌ها نگاه اوستهرجا دلیست بستهٔ زلف سیاه اوست
غزلیات