✦ گنجینه آثار

رباعیاتملک‌الشعرا بهار

۰زیرمجموعه۲صفحه فعلی

آثار این بخش

نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۲
♧

شمارهٔ ۲۵

ملک‌الشعرا بهار
امشب ز فراق دوست خوابم نبردهم دل به سوی شمع و کتابم نبرد
رباعیات
♧

شمارهٔ ۲۶

ملک‌الشعرا بهار
چشمت به سیه‌بختی من ایما کردزلف تو به قتلم آستین بالا کرد
رباعیات
♧

شمارهٔ ۲۷

ملک‌الشعرا بهار
ای خواجه وثوق گاه غرق تو رسدهنگام خمود رعد و برق‌ تو رسد
رباعیات
♧

شمارهٔ ۲۸

ملک‌الشعرا بهار
ماه رمضان و روزه جانا طی شدایام دف و چنگ و رباب و نی شد
رباعیات
♧

شمارهٔ ۲۹ - وصف گلابی

ملک‌الشعرا بهار
خشخاش و عسل بهم برآمیخته‌اندجزوی ز گلاب اندرو ریخته‌اند
رباعیات
♧

شمارهٔ ۳۰

ملک‌الشعرا بهار
گر زیر فلک فکر من آزاد نبوددر حنجره‌ام این‌ همه فریاد نبود
رباعیات
♧

شمارهٔ ۳۱ - این رباعی را از منفای خود «‌بجنورد» گفته است

ملک‌الشعرا بهار
ای مرکزیان گر گل و ریحان خواهیدور بلبل سرمست غزلخوان خواهید
رباعیات
♧

شمارهٔ ۳۲ - رباعی

ملک‌الشعرا بهار
شد نیمی عمر در خرافات هدروندر حیرت گذشت یک نیم دگر
رباعیات
♧

شمارهٔ ۳۳

ملک‌الشعرا بهار
گر مانده و ناتوان و گر خسته و زارما وز طلبش دست کشیدن‌، زنهار
رباعیات
♧

شمارهٔ ۳۴ - جمع بین ا‌لاضداد

ملک‌الشعرا بهار
ای بسته چو فندق به سرانگشت‌، نگاررویت چو چراغ و طرّه‌ات چون شب تار
رباعیات
♧

شمارهٔ ۳۵

ملک‌الشعرا بهار
با خرقه و تسبیح مرا دید چو یارگفتا ز چراغ زهد ناید انوار
رباعیات
♧

شمارهٔ ۳۶ - کنایه از انگلیس

ملک‌الشعرا بهار
ای زورآور که خون ما خورده پریروی بسته فرو قماط ما با زنجیر
رباعیات
♧

شمارهٔ ۳۷

ملک‌الشعرا بهار
زاغی می گفت اگر بمیرد شهبازمن جای کنم بدست شاهان از ناز
رباعیات
♧

شمارهٔ ۳۸ - خطاب به حزب دموکرات و حکومت

ملک‌الشعرا بهار
ای ساده‌دلان زر گرگ حیلت‌بازبا جهد شما سیم و زر آورد فراز
رباعیات
♧

شمارهٔ ۳۹ - تسلیم و رضا

ملک‌الشعرا بهار
چون از در تسلیم نشد یار، عزیزدر چنگ رضا گشت گرفتار، عزیز
رباعیات
♧

شمارهٔ ۴۰

ملک‌الشعرا بهار
آمد رمضان و خلق رفتند ز هوششد میکده‌ها قفل و زبان‌ها خاموش
رباعیات
♧

شمارهٔ ۴۱

ملک‌الشعرا بهار
ای برده گل رازقی از روی تو رشکدر دیدهٔ مه ز دود سیگار تو اشک
رباعیات
♧

شمارهٔ ۴۲

ملک‌الشعرا بهار
ای میر اجل گر دهدم مهل اجلخواهم کرد این‌مشکل لاینحل حل
رباعیات
♧

شمارهٔ ۴۳ - شهر تهران

ملک‌الشعرا بهار
شهریست پر از همهمه و قالاقیلبهتان و دروغ و غیبت و فحش سبیل
رباعیات
♧

شمارهٔ ۴۴ - در مرگ مادر

ملک‌الشعرا بهار
ای شمع شبستان من‌، ای مام گرامرفتی و سیه شد به من از غم ایام
رباعیات
♧

شمارهٔ ۴۵

ملک‌الشعرا بهار
در زلف تو آشوب زمن می‌بینمبیگانه نبیند آنچه من می‌بینم
رباعیات
♧

شمارهٔ ۴۶

ملک‌الشعرا بهار
چون شمع بسی رشتهٔ جان سوخته‌ایمآتش به دل سوخته افروخته‌ایم
رباعیات
♧

شمارهٔ ۴۷

ملک‌الشعرا بهار
دیشب من و پروانه سخن می‌گفتیمگاه از گل و گه ز شمع‌، می‌آشفتیم
رباعیات
♧

شمارهٔ ۴۸

ملک‌الشعرا بهار
ما بادهٔ عزت و جلالت نوشیمدر راه شرف از دل و از جان کوشیم
رباعیات