۰
به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق
به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد
۱
نخست پادشهی همچو او ولایتبخش
که جان خویش بپرورد و دادِ عیش بداد
۲
دگر مربی اسلام شیخ مجدالدین
که قاضیای بِه از او آسمان ندارد یاد
۳
دگر بقیهٔ ابدال شیخ امین الدین
که یمن همت او کارهای بسته گشاد
۴
دگر شهنشه دانش عضد که در تصنیف
بنای کار مواقف به نام شاه نهاد
۵
دگر کریم چو حاجی قوام دریادل
که نام نیک ببرد از جهان به بخشش و داد
۶
نظیر خویش بنگذاشتند و بگذشتند
خدای عز و جل جمله را بیامرزاد
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.