اثر ادبی

بخش ۱۷ - شنیدن لیلی، آوازهای دف تزویج مجنون، و ازان حرارت سوخته شدن

امیرخسرو دهلوی•مجنون و لیلی•وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
♡
۰

گویندهٔ این کهن فسانه

زان شعله چنین کشد زبانه

۱

کان شمع نهان گداز شب خیز

پروانه صفت بر آتش تیز

۲

کبکی که شکسته بال باشد

شاهین زندش چه حال باشد

۳

چون غم زده را در آن تحیر

از خوردن غم درونه شد پر

۴

بس کانده سینه شد فزونش

از دل به دهن رسید خونش

۵

تیمار دلش، به جان نگنجید

جان خود چه، که در جهان نگنجید

۶

شد در پی آنکه دل بکاود

وز غم قدری برون تراود

۷

کاغذ طلبید و خامه برداشت

ترتیب سواد نامه برداشت

۸

سودای جگر به نامه می‌ریخت

خونابه ز نوک خامه می‌ریخت

۹

کاغذ چو تمام شد، نوردش

از خون دو دیده مهر کردش

۱۰

وانگه طلبید قاصدی چست

کز باد به تک حریف می‌جست

۱۱

دادش که: ببر بر آن خرابش

باز آور به من رسان جوابش

۱۲

قاصد شد و آن صحیفه را برد

وآنجا که سپردنیست، بسپرد

۱۳

مجنون، که بدید نامهٔ دوست

می‌خواست برون فتادن از پوست

۱۴

دید از قلم جراحت انگیز

در دوده سرشته آتش تیز

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…