✦ گنجینه آثار

قصایداوحدی مراغه‌ای

۰زیرمجموعه۲صفحه فعلی

آثار این بخش

نمایش ۱۸ اثر در صفحه ۲
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - وله نورالله قبره

اوحدی مراغه‌ای
مسلمانان، سلامت به، چو بتوانید، من گفتمدل بیچارگان از خود مرنجانید، من گفتم
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - وله فی فضیلة الصبح

اوحدی مراغه‌ای
چشم صاحب دولتان بیدار باشد صبحدمعاشقان را نالهای زار باشد صبحدم
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - وله غفرالله ذنوبه

اوحدی مراغه‌ای
سرم خزینهٔ خوفست و دل سفینهٔ بیمز کردهٔ خود و اندیشهٔ عذاب الیم
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - وله غفرالله ذنوبه

اوحدی مراغه‌ای
بار بسیارست و راه دور در پیش، ای جواناین زمان از محنت پیری بیندیش، ای جوان
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - وله فی شکایةالزمان

اوحدی مراغه‌ای
دل‌خسته همی باشم، زین ملک به هم رفتهخَلقی همه سرگردان، دل‌مرده و دَم‌رفته
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - وله طاب‌الله ثراه

اوحدی مراغه‌ای
ای صوفی سرد نارسیدهچون پیر شدی جهان ندیده؟
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - وله نورالله مرقده

اوحدی مراغه‌ای
چو بد کنی و ندانی که : نیک نیست که کردیمعاف باش و گر عاقلی معاف نگردی
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - وله روحه الله روحه

اوحدی مراغه‌ای
ای رنج ناکشیده، که میراث می‌خوریبنگر که: کیستی تو و مال که می‌بری؟
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - فی منقبة امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب کرم الله وجهه

اوحدی مراغه‌ای
بر کوفه و خاک علی، ای باد صبح ار بگذریآنجا به حق دوستی کز دوستان یادآوری
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - وله نورالله قبره

اوحدی مراغه‌ای
عمر گذشت، ای دل شکسته، چه داری؟چارهٔ کاری نمی‌کنی، به چه کاری؟
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - وله بردالله مضجعه

اوحدی مراغه‌ای
کردم اندیشه تاکنون باریبرنیامد ز دست من کاری
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - وله نورالله قبره

اوحدی مراغه‌ای
گریان در آخر شب، چون ابر نوبهاریبر خاک نازنینی کردم گذر به زاری
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - وله سترالله عیوبه

اوحدی مراغه‌ای
ای روزه‌دار، اگر تو یک ریزه راز داریدست و زبان خود را از خلق بازداری
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - وله سترالله عیوبه

اوحدی مراغه‌ای
هرگز به جان فرا نرسی بی‌فروتنیخواهی که او شوی تو، جدا گرد از منی
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - وله نورالله قبره

اوحدی مراغه‌ای
گر بدینصورت، که هستی، صرف خواهد شد جوانیراستی بر باد خواهی داد نقد زندگانی
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - وله علیه الرحمه

اوحدی مراغه‌ای
جهان به دست تو دادند، تا ثواب کنیخطا ز سر بنهی، روی در صواب کنی
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۱ - وله غفرالله ذنوبه

اوحدی مراغه‌ای
اگر حقایق معنی به گوش جان شنویحدیث بی‌لب و گفتار بی‌زبان شنوی
قصاید
♧

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۲ - وله ایضا

اوحدی مراغه‌ای
چرا پنهان شدی از من؟ تو با چندین هویداییکجا پنهان توانی شد؟ که همچون روز پیدایی
قصاید