✦ گنجینه آثار
قصایداوحدی مراغهای
۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
♧
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - له فیالمناجات
اوحدی مراغهای
راه گم کردم، چه باشد گر به راه آری مرا؟رحمتی بر من کنی وندر پناه آری مرا؟
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - وله روح الله روحه
اوحدی مراغهای
آن نفس را، که ناطقه گویند، بازیابتا روشنت شود سخن گنج در خراب
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - وله فیالموعظه
اوحدی مراغهای
گر آن جهان طلبی، کار این جهان دریاببه هرزه میگذرد عمر، وارهان، دریاب
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - وله فیالطامات
اوحدی مراغهای
ای دل، تویی و من، بنشین کژ، بگوی راستتا ز آفرینش تو جهان آفرین چه خواست؟
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - فیمنقبت امیرالمؤمنین حسین بن علی بن ابیطالب رضیالله عنهما
اوحدی مراغهای
این آسمان صدق و درو اختر صفاست؟یا روضهٔ مقدس فرزند مصطفاست؟
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - وله روحالله روحه
اوحدی مراغهای
مباش بندهٔ آن کز غم تو آزادستغمش مخور، که به غم خوردن تو دلشادست
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - وله سترالله عیوبه
اوحدی مراغهای
چرخ گردان روشن از رای منستدور گردون کار فرمای منست
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - وله روحالله روحه
اوحدی مراغهای
بر آستان در او کسی که راهش هستقبول و منزلت آفتاب و ماهش هست
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - وله فیطلب الحقایق
اوحدی مراغهای
این چرخ گرد گرد کواکب نگار چیست؟وین اختر ستیزه گر کینه کار چیست؟
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا نورالله قبره
اوحدی مراغهای
مستان خواب را خبری از وصال نیستدلمرده را سماع نباشد چو حال نیست
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - وله علیه الرحمه
اوحدی مراغهای
نگفتمت که: منه دل برین خراب آباد؟که بر کف تو نخواهد شد این خراب آباد
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - وله فیتقلب الاحوال
اوحدی مراغهای
بس که بعد از تو خزانی و بهاری باشدشام و صبح آید و لیلی و نهاری باشد
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - وله غفراللهله
اوحدی مراغهای
چمن ز باد خزان زرد و زار خواهد مانددرخت گل همه بیبرگ و بار خواهد ماند
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله فیبیان الحقایق
اوحدی مراغهای
قومی که ره به عالم تحقیق میبرندمشکل به ترّهات جهان سر بر آورند
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - وله روحهاللهروحه
اوحدی مراغهای
لاف دانش میزنی، خود را نمیدانی چه سود؟دعوی دل کردهای، چون غافل از جانی چه سود
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - وله فی النصیحه
اوحدی مراغهای
روزی قرار و قاعدهٔ ما دگر شودوین باد و بارنامه ز سرها بدر شود
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷ - فیالموعظة و تخلصه فیالنعت و المناقب
اوحدی مراغهای
دوش از نسیم گل دم عنبر به من رسیدوز نافه بوی زلف پیمبر به من رسید
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - وله نورالله قبره
اوحدی مراغهای
در پیرزن نگه کن و آن چرخ پرده گرکز چرخ پیرزن کمی، ای چرخ پرده در
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - وله
اوحدی مراغهای
سر پیوند ما ندارد یارچون توان شد ز وصل برخوردار؟
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - وله بردالله مضجعه
اوحدی مراغهای
زنهار خوارگان را زنهار خوار دارپیوند و عهدشان همه نا استوار دار
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - وله رحمةالله علیه
اوحدی مراغهای
میان کار فروبند و کار راه بسازکه کار سخت مخوفست و راه نیک دراز
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - وله فیالمناجات
اوحدی مراغهای
گر گناهی کردم و دارم، خداوندا، ببخشچون گنه را عذر میآرم، خداوندا، ببخش
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ - وله بردالله مضجعه
اوحدی مراغهای
چو دیده کرد نظر، دل دراوفتاد چو دلدر اوفتاد، فرو برد پای مرد به گل
قصاید♧قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - وله طابالله ثراه
اوحدی مراغهای
مردم نشسته فارغ و من در بلای دلدل دردمند شد، ز که جویم دوای دل؟
قصاید