✦ گنجینه آثار
غزلیاتاثیر اخسیکتی
۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
♧
شمارهٔ ۱
اثیر اخسیکتی
چه خرمیست که امروز نیست زنگان راچه فرخیست کزو بهره نیست کیهان را
غزلیات♧شمارهٔ ۲
اثیر اخسیکتی
زهی فرماندهِ مطلق جهان رامشرف کرده نامت هر زبان را
غزلیات♧شمارهٔ ۳
اثیر اخسیکتی
ز میان ببرد ناگه، دل من بتی شکرلببه دو رخ برادر مَه، به دو زلف نایب شب
غزلیات♧شمارهٔ ۴
اثیر اخسیکتی
مدامم ده، که ایامم مدام استشکار عیش را، ایام دام است
غزلیات♧شمارهٔ ۵
اثیر اخسیکتی
صبحدمان، از می گل بوی مستهمچو نسیم سحر از جا بجَست
غزلیات♧شمارهٔ ۶
اثیر اخسیکتی
گرچه سوگندان خوری، کهاکنون نکوتر دارمتمن نیم ز آنها، بحمدالله که باور دارمت
غزلیات♧شمارهٔ ۷
اثیر اخسیکتی
مشرقِ مَه دور گریبان اوستمغرب جان نقبهٔ مرجان اوست
غزلیات♧شمارهٔ ۸
اثیر اخسیکتی
شکر ز لعل تو دَر لولوی خوشاب شکستصبا به زلف تو ناموس مشک ناب شکست
غزلیات♧شمارهٔ ۹
اثیر اخسیکتی
بی روی تو، روی خرمی نیستدر عشق تو، جای بیغمی نیست
غزلیات♧شمارهٔ ۱۰
اثیر اخسیکتی
در عشق تو یک کار مرا ساز و نسق نیستخون میخورم از غصه و سامان نطق نیست
غزلیات♧شمارهٔ ۱۱
اثیر اخسیکتی
چون مرا دولت وصل تو، شبی روزی نیستزانکه در مذهب من، عیدی و نوروزی نیست
غزلیات♧شمارهٔ ۱۲
اثیر اخسیکتی
مه رخم، سرو قامت افتاده ستراستی را، قیامت افتاده ست
غزلیات♧شمارهٔ ۱۳
اثیر اخسیکتی
یا رب آن ماه تمام، آن من استکه به قد سرو خرامان من است
غزلیات♧شمارهٔ ۱۴
اثیر اخسیکتی
این زبان کاندرین دهان من استسبب محنت و زیان من است
غزلیات♧شمارهٔ ۱۵
اثیر اخسیکتی
ای اختری، که شاه کواکب غلام توستاین رجعت تو، حاصل صد انتقام توست
غزلیات♧شمارهٔ ۱۶
اثیر اخسیکتی
بازار تو را کرانهای نیستآزار تو را بهانهای نیست
غزلیات♧شمارهٔ ۱۷
اثیر اخسیکتی
کس به عشق تو دستیارم نیستدل بهجر تو پایدارم نیست
غزلیات♧شمارهٔ ۱۸
اثیر اخسیکتی
طبیب درد بیدرمان کدام است؟رفیق راه بیپایان کدام است؟
غزلیات♧شمارهٔ ۱۹
اثیر اخسیکتی
رخسار آن نگارین یارب چه شاهداستو آن زلف وخال مشکین یارب چه شاهداست
غزلیات♧شمارهٔ ۲۰
اثیر اخسیکتی
خیزید و می آرید که هنگام بهار استرخسار عروسان چمن همچو نگار است
غزلیات♧شمارهٔ ۲۱
اثیر اخسیکتی
یا رب آن روح ممثل چه خوش استبر گلش زلف مسلسل چه خوش است
غزلیات♧شمارهٔ ۲۲
اثیر اخسیکتی
با دل بد عهد تو گل به سر دامن استگنبد نیلوفری در یک پیراهن است
غزلیات♧شمارهٔ ۲۳
اثیر اخسیکتی
آن چشم مست بین که خرد در خمار اوستو آن لعل چون شکر که روانها شکار اوست
غزلیات♧شمارهٔ ۲۴
اثیر اخسیکتی
ازفلک آن ماه کون آمده استیا پری از پرده برون آمده است
غزلیات