✦ گنجینه آثار
رباعیاتاثیر اخسیکتی
۰زیرمجموعه۲صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۲
♧
شمارهٔ ۲۵
اثیر اخسیکتی
خاک قدم تو، آب خورشید بَرَدباد سخطت، کلاه جمشید برد
رباعیات♧شمارهٔ ۲۶
اثیر اخسیکتی
این بس، که ز چشم من گهر خواهد چیدآن کز قدمت نثار برخواهد چید
رباعیات♧شمارهٔ ۲۷
اثیر اخسیکتی
دست تو، کزو گنج گهر میزایدبحری است، که یک دم از سخا ناساید
رباعیات♧شمارهٔ ۲۸
اثیر اخسیکتی
در بند تو بیوفاست دل، چه توان کرد؟بر روی تو مبتلاست دل، چه توان کرد؟
رباعیات♧شمارهٔ ۲۹
اثیر اخسیکتی
صد پاره وجود را فرو بیختهاندتا مثل تو صورتی برانگیختهاند
رباعیات♧شمارهٔ ۳۰
اثیر اخسیکتی
امشب منم و وصال آن سرو بلندمی را ز لبش چاشنییی داده به قند
رباعیات♧شمارهٔ ۳۱
اثیر اخسیکتی
ایزد دلکی مهرفزایت بدهادبه زین نظری به این گدایت بدهاد
رباعیات♧شمارهٔ ۳۲
اثیر اخسیکتی
آن سرو خرامان به چمن، بازرسیدو آن جان سفر کرده به تن بازرسید
رباعیات♧شمارهٔ ۳۳
اثیر اخسیکتی
ما را خط تو داد وفاداری دادسودای سر زلف تو، بیداری داد
رباعیات♧شمارهٔ ۳۴
اثیر اخسیکتی
بر شاخ شکر، لعل تو دُرها پروردبر چهرهی من، مهر تو زرها پرورد
رباعیات♧شمارهٔ ۳۵
اثیر اخسیکتی
بر من چو فراق آن بهشتی گذردروزم به فغان، شبم به زشتی گذرد
رباعیات♧شمارهٔ ۳۶
اثیر اخسیکتی
چون بی رخ دلبر است ایام بهارعیشم به چه دل باید و شادی به چه کار
رباعیات♧شمارهٔ ۳۷
اثیر اخسیکتی
امروز میی در کف و یاری در پیشدستی بزن، از حدیث فردا مندیش
رباعیات♧شمارهٔ ۳۸
اثیر اخسیکتی
روزم همه چون شب آمد، از درد فراقلفظم همه یارب آمد، از درد فراق
رباعیات♧شمارهٔ ۳۹
اثیر اخسیکتی
هر شب ز دل و چشم خود ای شمع چگلچون شمع کنم، در آب و آتش منزل
رباعیات♧شمارهٔ ۴۰
اثیر اخسیکتی
در خواب شبی، همنفس یار شدمبا وی نفسی محرم اسرار شدم
رباعیات♧شمارهٔ ۴۱
اثیر اخسیکتی
آنم که برد رشک بر امروز، دیامجانم، خردم، دلم ندانم که چیام
رباعیات♧شمارهٔ ۴۲
اثیر اخسیکتی
تا دست به چشم شوخ و تنگش داریمکفری سر زلف مشک رنگش داریم
رباعیات♧شمارهٔ ۴۳
اثیر اخسیکتی
جوینده آن خاطر عاطر ماییمدیوانه ی آن دو چشم ساحر ماییم
رباعیات♧شمارهٔ ۴۴
اثیر اخسیکتی
دل، بر تو بدل نمی گزیند چه کنمجز با غم تو نمینشیند چه کنم
رباعیات♧شمارهٔ ۴۵
اثیر اخسیکتی
غمگین دلکی، ز راه دور آوردماو مینامد، منش به زور آوردم
رباعیات♧شمارهٔ ۴۶
اثیر اخسیکتی
بنشین و ز دل هوای خوبان بنشانکاین قوم، ز مردمی ندارند نشان
رباعیات♧شمارهٔ ۴۷
اثیر اخسیکتی
عشق تو، کزو چاک زدم پیراهنبگرفت مرا، چو پیرهن پیرامن
رباعیات♧شمارهٔ ۴۸
اثیر اخسیکتی
من بودم و دوش، یار سیمین تن منجمعی ز نشاط و عیش، پیرامن من
رباعیات