✦ گنجینه آثار

رباعیاتاثیر اخسیکتی

۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی

آثار این بخش

نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
♧

شمارهٔ ۱

اثیر اخسیکتی
گر رشک برد فرشته بر پاکی ماگر دیو کند ننگ ز بی باکی ما
رباعیات
♧

شمارهٔ ۲

اثیر اخسیکتی
سالی است که پای در گلی نیست مرادر سر هوس رخ گلی نیست مرا
رباعیات
♧

شمارهٔ ۳

اثیر اخسیکتی
محکوم قضا، که بنده خوانند او رابر بالش حکم، کی نشانند او را
رباعیات
♧

شمارهٔ ۴

اثیر اخسیکتی
زان شب که نهاد روی بر بالش ماهر شب به فلک همی رسد نالش ما
رباعیات
♧

شمارهٔ ۵

اثیر اخسیکتی
تا دورم از آن دو زلف مشکین بتاباز آتش دل، ز دیده می ریزم آب
رباعیات
♧

شمارهٔ ۶

اثیر اخسیکتی
ای داروی جان خستگانت، در لبگردون ز تو سرگشته و خورشید، به تب
رباعیات
♧

شمارهٔ ۷

اثیر اخسیکتی
بر ما رقم خطا‌پرستی همه هستناکامی عشق و تنگدستی همه هست
رباعیات
♧

شمارهٔ ۸

اثیر اخسیکتی
تن دردادم به درد عاشق فکنتدل بنهادم، بفرقت دل شکنت
رباعیات
♧

شمارهٔ ۹

اثیر اخسیکتی
بر عرض تو، گر عارضه یی چیر شدستصحت برسد کنون، که بس دیر شدست
رباعیات
♧

شمارهٔ ۱۰

اثیر اخسیکتی
تا عاقلهٔ ما دل دیوانهٔ ماستیک درد نشان ده، که نه هم‌خانهٔ ماست
رباعیات
♧

شمارهٔ ۱۱

اثیر اخسیکتی
گردون بلندقدر، همتای تو نیستدریای گزاف بخش همپای تو نیست
رباعیات
♧

شمارهٔ ۱۲

اثیر اخسیکتی
پیراهن دل، محنت و اندوه بس استغم های بسی گرانتر، از کوه بس است
رباعیات
♧

شمارهٔ ۱۳

اثیر اخسیکتی
چون دایره‌ی لب تو‌، در هم پیوستبنگر که چه تنگ عرصه‌یی داشت به‌دست
رباعیات
♧

شمارهٔ ۱۴

اثیر اخسیکتی
هر چند ز تو به‌ما رسد فریاد استدر توست که ملک چشم و جان آباد است
رباعیات
♧

شمارهٔ ۱۵

اثیر اخسیکتی
تا شربت عاشقی چشیدم ز غمتهر بد که گمان بری کشیدم ز غمت
رباعیات
♧

شمارهٔ ۱۶

اثیر اخسیکتی
در نامه‌ی تو‌، قلم چو گردن بفراشتگفتم بنویسمت، سرشکم نگذاشت
رباعیات
♧

شمارهٔ ۱۷

اثیر اخسیکتی
در رهگذر باد، چراغی که توراستترسم که بمیرد، از فراغی که توراست
رباعیات
♧

شمارهٔ ۱۸

اثیر اخسیکتی
تقدیر هر آنچه کردنی بود بکردخواهی به طرب نشین و خواهی که به درد
رباعیات
♧

شمارهٔ ۱۹

اثیر اخسیکتی
یکدل چه کند، هزار جانبازی کردخون گشت ز درد تو و دمسازی کرد
رباعیات
♧

شمارهٔ ۲۰

اثیر اخسیکتی
دل دوش دم از هوای دلبر می‌زدهرجا که رسید، حلقه بر در می‌زد
رباعیات
♧

شمارهٔ ۲۱

اثیر اخسیکتی
چندانکه مجال وهم انسان باشدبر بنده سخن گذاری آسان باشد
رباعیات
♧

شمارهٔ ۲۲

اثیر اخسیکتی
دردا که ز عمر مایه‌ی سود نماندیک دوست کزو دلی بیاسود نماند
رباعیات
♧

شمارهٔ ۲۳

اثیر اخسیکتی
تقدیر هر آنچه کردنی بود بکردخواهی به طرب باش از او خواه به درد
رباعیات
♧

شمارهٔ ۲۴

اثیر اخسیکتی
حاشا که ز دل، مهر تو آسان برودوان عشق گران خریده، ارزان برود
رباعیات