اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۱۶۰ - دنیای دل

شهریار•گزیدهٔ غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

چند بارد غم دنیا به تن تنهایی

وای بر من تن تنها و غم دنیایی

۱

تیرباران فلک فرصت آنم ندهد

که چو تیر از جگر ریش برآرم وایی

۲

لاله‌ای را که بر او داغ دورنگی پیداست

حیف از ناله معصوم هزارآوایی

۳

آخرم رام نشد چشم غزالی وحشی

گرچه انگیختم از هر غزلی غوغایی

۴

من همان شاهد شیرازم و نتوانی یافت

در همه شهر به شیرینی من شیدایی

۵

تا نه از گریه شدم کور بیا ورنه چه سود

از چراغی که بگیرند به نابینایی

۶

همه در خاطرم از شاهد رؤیایی خویش

بگذرد خاطره با دلکشی رؤیایی

۷

گاه بر دورنمای افق از گوشه ابر

با طلوع ملکی جلوه دهد سیمایی

۸

انعکاسی است بر آن گردش چشم آبی

از جمال و عظمت چون افق دریایی

۹

دست با دوست در آغوش نه حد من و تست

منم و حسرت بوسیدن خاک پایی

۱۰

شهریارا چه غم از غربت دنیای تن است

گر برای دل خود ساخته ای دنیایی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…