✦ گنجینه آثار
مقاماتخواجه عبدالله انصاری
۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
♧
بخش ۱
خواجه عبدالله انصاری
آنچه عبارت است از تفرقه حکایت است و آنچه جمعیت است و رای نطق و سمعیت است و محبت صفت اتحاد…
مقامات♧بخش ۲
خواجه عبدالله انصاری
ای عزیز ولایت محبت عادت و عبارت نیست و اهل اصول از این آگاه نیست منازل این کوی مناهل این ج…محبت سه است علتی و خلقتی و حقیقتی، علتی هواست و خلقتی قضاست و حقیقتی عطاست
مقامات♧بخش ۳
خواجه عبدالله انصاری
بدانکه ولایت شوق، بذوق مسلم است که شوق آتشی است که شعله وی از نیران محبت خیزد و بوی عود وج…یک چند طپیدیم و در آن فرسودیم
مقامات♧بخش ۴
خواجه عبدالله انصاری
حقیقت طلب در خوف است و مرد این کار مردی عظیم است و درد این دایم مرد را عیان باشد ویرا دیده…چند جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان
مقامات♧بخش ۵
خواجه عبدالله انصاری
بکاء گریستن است در کار خویش گریستن است بریار خویش گریستن از فراق گریستن بر خود رعنائی بود…عاشق نبود هر آنکه تا جان باشد
مقامات♧بخش ۶
خواجه عبدالله انصاری
تذکر نتیجه تفکر استدل پر غم دیگران مرا یاد کنی
مقامات♧بخش ۷
خواجه عبدالله انصاری
ذکر سه است بلسان بجنان و بجان ذکر بلسان عادت است و ذکر بجنان عبادتست و ذکر بجان سعادتست آن…اما ذکر حقیقی آنست که مصحف قدیم نشان کرد و تبیان رسالت بیان کرد: (والذکر ربک اذا نسیت) گفت…
مقامات♧بخش ۸
خواجه عبدالله انصاری
مقصود از عتاب از دوست خطاب با اوست تا قصه عشق دراز کند زمانی با دوست راز کند چون عاشق نصیب…خوبان صنما عتاب چندین نکنند
مقامات♧بخش ۹
خواجه عبدالله انصاری
خبر را در مسامرت جوار نیست و سمر در مکاشف بکار نیست با دوست سخن گفتن فرط وفاست و وحشت از ر…مرا بی من چنین عشق تو کردا
مقامات♧بخش ۱۰
خواجه عبدالله انصاری
کار مرید با جستجویست و کار مراد با گفتگو کار مرید بر ریاضت است وکار مراد بعنایتست مرید مرق…
مقامات♧بخش ۱۱
خواجه عبدالله انصاری
مرد صوفی را که بدولت صفا برخوردار بوده معلومست آنکه می خواهد در مؤنت قبول است واین را ز در…یک قوم در اختیار خود بی خبراند
مقامات♧بخش ۱۲
خواجه عبدالله انصاری
جنون بی آگاهی مرد از اوست نه بی آگاهی از دوست از خود بریده و بدوست رسیده نه بخود آگاه بود…
مقامات♧بخش ۱۳
خواجه عبدالله انصاری
مرد در تجرید مرد مرد گردد و از خودی خود فرد گردد تجرید در حقیقت خود از خود انداختن است واز…خیز یارا خیز تا در نیستی یکدم زنیم
مقامات♧بخش ۱۴
خواجه عبدالله انصاری
پس از این مقام قربت است قرب بهمت است ونه قرب بمسافت از بهر آنکه مسافت علتست و علت نشان شرک…در هجر همی سوزیم از شرم خیال
مقامات♧بخش ۱۵
خواجه عبدالله انصاری
انس تسکین نیران جلال است و تمکین عاشق در میدان جمال نشان انس آنستکه از خلق دور بود و از خو…جز روی تو زلفین ترا مجلس نیست
مقامات♧بخش ۱۶
خواجه عبدالله انصاری
انبساط نکوئی پوشیدن است و خود را سزای قرب نادیدن هیچکس را بجای خود انبساط نیست با لباس خلق…در عشق تو ای نگار ایدون گریم
مقامات♧بخش ۱۷
خواجه عبدالله انصاری
محنت و بلا امتحانست و بر دل و جانست محنت حال محبت عیان کند و کمال وی نقصان نشان کند دام بل…گر بر سر من خار و خسک بارانی
مقامات♧بخش ۱۸
خواجه عبدالله انصاری
عشق آتش سوزان است و بحر بیکرانست همه جانست هم جانرا جانان قصه بی پایانست و درد بی دریافت ع…
مقامات♧بخش ۱۹
خواجه عبدالله انصاری
لیکن روح اجساد و هیات فؤاد افراز جانست اگر خاموش باشد دلش چاک کند و از غیر خودش پاک کند و…
مقامات♧بخش ۲۰
خواجه عبدالله انصاری
عشق درد نیست لیکن بدرد آرد چنانکه علت حیاتست مسبب مماتست هر چند مایه راحت است پیرایه آفت ا…آنکس که کمال عشق خود را بشناخت
مقامات♧بخش ۲۱
خواجه عبدالله انصاری
وفا رعایت میثاقست و غایت وفاق وفا دستگاه مشتاق است و پایگاه عشاق مایه اخلاصست و پیرایه اهل…ای آنکه ماندهای به طمع بر وصال خویش
مقامات♧بخش ۲۲
خواجه عبدالله انصاری
اگر پرسد مستی چه چیز است گویم برخاستن تمیز است نه نیست داند نه هست نه پای داند نه دست مست…یکی مست شراب و یکی مست ساقی و آندیگری مست فانی و آن دیگری مست باقی شفای مخمور در شراب آشام…
مقامات♧بخش ۲۳
خواجه عبدالله انصاری
غلیان قرار وی آنست که سیر در نزول کند ظاهر و باطن را مشغول کند سلطان حقیقت بر سپاه بشریت ق…ای هر چه ترا مراد آن باید کرد
مقامات♧بخش ۲۴
خواجه عبدالله انصاری
وجد پس از عالم وصال و فراق است وجد عالم بیزاری بجان عاشقان است وجد توبه دل دوستان است و جد…بر آتش عشقت دل و جان عود کنم
مقامات