اثر ادبی

شمارهٔ ۱۹

حافظ•اشعار منتسب•وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
♡
۰

ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده

خوش‌تر ز چشم مستت چشم جهان ندیده

۱

همچون تو نازنینی سر تا قدم لطافت

گیتی نشان نداده ایزد نیافریده

۲

هر زاهدی که دیده یاقوت جان فزایش

سجاده ترک کرده پیمانه در کشیده

۳

بر چهره بخت نیکت تعویذ چشم زخم است

هر دم و ان یکادی ز اخلاص بردمیده

۴

بر قصد خون عشاق ابرو و چشم شوخش

گاه این کمین گشاده گاه آن کمان کشیده

۵

تا کی کبوتر دل باشد چو مرغ بسمل

از زخم ناوک تو در خاک و خون تپیده

۶

از سوز سینه هر دم دودم به سر درآید

چون عود چند باشم در آتش رمیده

۷

گر زآنک رام گردد بخت رمیده با من

هم زان دهن برآرم کام دل رمیده

۸

میلی اگر ندارد با عارض تو ابرو

پیوسته از چه باشد چون قد من خمیده

۹

گر بر لبم نهی لب یابم حیات باقی

آن دم که جان شیرین باشد به لب رسیده

۱۰

تا کی فرو گذاری چون زلف خود دلم را

سرگشته و پریشان ای نور هر دودیده

۱۱

در پای خار هجران افتاده در کشاکش

وز گلبن وصالت هرگز گلی نچیده

۱۲

گر دست من نگیری با خواجه بازگویم

کز عاشقان بیدل دل می برد دو دیده

۱۳

ما را بضاعت این است گر در مذاقت افتد

درهای شعر حافظ بنویس بر جریده

آثار حافظ
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…