✦ گنجینه آثار
گزیدهٔ اشعارفنودی
۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
♧
شمارهٔ ۱ - قبلهٔ جمال
فنودی
پنهان به سینه دارم پیوسته راز خود راوز دل خبر نسازم جز دلنواز خود را
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۲ - وفای گلرخان
فنودی
با آنکه از کف دادهام نقد وصال یار رانتوانم از خاطر برم آن طلعت گل نار را
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۳ - غمزهٔ عاشق کش
فنودی
گیرم نهان کنم به دل اسرار خویش راپوشم چگونه دیدهٔ خونبار خویش را
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۴ - دشمن خانگی
فنودی
این دیده تبه نموده کارم راآشفته نموده روز روزگارم را
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۵ - در شکایت از روزگار و سفله نوازی آن نابکار و کج رفتاری آن غدار، فرماید
فنودی
آسمانا چند میریزی به جامم زهر غم رامن نخواهم نوش شهدت، کم به جامم ریز سم را
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۶ - كفر زلف
فنودی
نگشود بی تو دل به فضای چمن مرادر دیده خار گشت گل و یاسمن مرا
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۷ - شاه ممالک عشق
فنودی
بیا به کلبهٔ من بین شب سیاهم راتپیدن دل و افغان و سوز و آهم را
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۸ - شبنم گل چکیده
فنودی
من به چه شادمان کنم خاطر غم رسیده رایا به چه تسلیت دهم قلب ستم کشیده را
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۹ - چه کنی سخنوری را؟
فنودی
که برد زمن پیامی مه برج دلبری راکه به شکر حسن کمتر بنما ستمگری را
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۱۰ - بی شمع جمال تو
فنودی
فکری بنمایید که دیوانهام امشبدیوانه ز هجر رخ جانانهام امشب
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۱۱ - این فنود است
فنودی
بر من از رحم دل مردم بیگانه بسوختز آتش درد و غمم عاقل و دیوانه بسوخت
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۱۲ - پاسخ غزلی به مطلع «شحنه بر راه و عسس در ره و منزل دور است - دزد اگر ره نتواند بزند معذور است» که در زمان حیات آن مرحوم مطرح و مطمح انظار افکار و اکابر و ناطقین این دیار بوده است
فنودی
خاطر افسرده و دل خسته و تن ونجور استپا پر از آبله و کعبه ی مقصد دور است
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۱۳ - اهل هنر
فنودی
نه در کف سبحه، نه بر دست جام استنه مسجد نبه خراباتم مقام است
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۱۴ - دوای دل مسکین
فنودی
آری آن رشک قمر دلبر دیرین من استمن چو فرهادم و او خسرو شیرین من است
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۱۵ - غم عشق
فنودی
در آب و گل مرا مهری عجین استبه کنج دل هم عشقت دفین است
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۱۶ - قحط یار نیست
فنودی
دلبرا ناز تو بر ما عار نیستنیم جو پر خاطر ما بار نیست
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۱۷ - بهره احرار
فنودی
گذر دل چو بر آن طرهٔ طرار افتادگشت دیوانه و در بند گرفتار افتاد
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۱۸ - مسافران دیار غم
فنودی
به مسافران دیار غم اگر از وطن خبری رسدبود آنچنان که حیات جان، به مریض محتضری رسد
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۱۹ - کوی یار
فنودی
ای باد اگر به مودت روزی گذار باشدآهسته تر گذر کن کان کوی یار باشد
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۲۰ - شب هجران
فنودی
مگر آن زمان به داد دل من رسیده باشدکه گیاه ناامیدی زگلم دمیده باشد
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۲۱ - یار یکدله
فنودی
از تو مرا ای نگار پس گله باشدعاشق بیچاره تنگ حوصله باشد
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۲۲ - طبيب عشق
فنودی
که گفت عاشق زارت ز غم شکیبا شددروغ گفت که صبر از غمش به یغما شد
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۲۳ - طالع سعد
فنودی
یکی از وصل جانان بهره ور شدیکی از اشک و غم خون در جگر شد
گزیدهٔ اشعار♧شمارهٔ ۲۴ - ز یار شکوه ندارم
فنودی
غمی نرفته ز دل ، بر دلم غم دگر آمدکهن نگشته حدیثی، حدیث تازه تر آمد
گزیدهٔ اشعار