✦ گنجینه آثار

غزلیاتعلی اشتری

۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی

آثار این بخش

نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
رفتن به شماره غزلشماره غزل را وارد کنید تا همان اثر مستقیم باز شود.
♧

شمارهٔ ۱ - در حسرت سحر

علی اشتری
تا چند در این غمکده بیمار نشینم؟دور از می گلرنگ و لب یار نشینم؟
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲ - گمراه عقل و دین

علی اشتری
گمراه عقل و دین شدم ساقی ره میخانه کو؟جامی که در آن بنگرم رخساره جانانه کو؟
غزلیات
♧

شمارهٔ ۳ - حسرت بوسه

علی اشتری
همدمی تا دل ما را دهد آرام کجاست؟محرمی تا زمن آرد بتو پیغام کجاست؟
غزلیات
♧

شمارهٔ ۴ - غمی که من دارم

علی اشتری
درون سینه نگنجد، غمی که من دارمخوش است باغم دل، عالمی که من دارم
غزلیات
♧

شمارهٔ ۵ - اشک

علی اشتری
گرچه افکندی زچشم خویش آسانم چو اشکیکدم ای آرام جان بنشین بدامانم چو اشک
غزلیات
♧

شمارهٔ ۶ - حبیب

علی اشتری
ای باد صبحدم، خبری ز آن حبیب نیست؟یا نکهتش نصیب من بی نصیب نیست؟
غزلیات
♧

شمارهٔ ۷ - خلوت چشم

علی اشتری
بسکه در خلوت، دو چشمم خون بدامان میکنداز صفای دیدنم کم کم پشیمان می کند
غزلیات
♧

شمارهٔ ۸ - ننگ و نام

علی اشتری
ما ننگ و نام، بر در میخانه داده ایمگشت فلک، بگردش پیمانه داده ایم
غزلیات
♧

شمارهٔ ۹ - اندیشه کن

علی اشتری
رقتی ز پیش دیده و برجان نشسته ایدر خاطرم چو اشک، بدامان نشسته ای
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۰ - کاش !

علی اشتری
کاش! بودی روزگارم بر کنار از هرچه هستتا بپای دل نرفتی نیش خار از هرچه هست
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۱ - آبیاری اشک

علی اشتری
دوید بر رخ زردم، ز بیقراری اشکگل خزان زده را، کرد آبیاری اشک
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۲ - شمع انجمن

علی اشتری
از آن چو شمع سراپا در انجمن سوزمکه بزم غیر منور شود چو من سوزم
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۳ - باید رفت

علی اشتری
گرچه از کوی توام، بی دل و جان باید رفتلیک با سوز دل و اشک روان باید رفت
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۴ - تا گوشه میخانه

علی اشتری
خواهم که از این خانه به یکبار کشم رختزین گوشه ویرانه به گلزار کشم رخت
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۵ - بنشیند و بگریزد

علی اشتری
با هر نفس از جانم، صد آه جنون خیزددر هر نظر از چشمم، صد قطره خون ریزد
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۶ - طفل زمان!

علی اشتری
عمریست تا بپای خم از پا نشسته ایمدر کوی میفروش، چو مینا نشسته ایم
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۷ - حباب سینه

علی اشتری
چند در پیچ و خم مو بشکنی جان مرا؟بازکن زین حلقه ها، جان پریشان مرا
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۸ - بزم لاله رخان

علی اشتری
چون شمع، دل بر آتش حرمان نهاده ایمزین رو به بزم لاله رخان ایستاده ایم
غزلیات
♧

شمارهٔ ۱۹ - ز میخانه رسیدند

علی اشتری
یاران همه سرمست، ز میخانه رسیدندصد شکر، که با شیشه و پیمانه رسیدند
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲۰ - پشیمان آمدی

علی اشتری
بار دیگر در برم، ایشاه خوبان آمدیبا نگاهی گرمتر، از برق سوزان آمدی
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲۱ - خندان گریستم

علی اشتری
عمری ز سوز آتش هجران گریستمتا یک شبت، نشسته بدامان گریستم
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲۲ - وای اگر

علی اشتری
من بدینسان که بدام تو اسیر افتادموای اگر از دل غمدیده برآید دادم
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲۳ - آبروی عشق

علی اشتری
بسکه با هر رنگ بنمودند روی عشق رااز دم گل هم نشاید یافت بوی عشق را
غزلیات
♧

شمارهٔ ۲۴ - خندیده که میگرید

علی اشتری
از ناز چه میخندی، بر دیده که میگریداین دیده زمانی نیز، خندیده که میگرید
غزلیات