اثر ادبی

شاهد افلاکی

رهی معیری•غزلها - جلد اول•وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
♡
۰

چون زلف توام جانا در عین پریشانی

چون باد سحرگاهم در بی‌سروسامانی

۱

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم

تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی

۲

خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم

تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی

۳

ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی

من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی

۴

در سینه سوزانم مستوری و مهجوری

در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی

۵

من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی

من سلسله موجم تو سلسله جنبانی

۶

از آتش سودایت دارم من و دارد دل

داغی که نمی‌بینی دردی که نمی‌دانی

۷

دل با من و جان بی‌تو نسپاری و بسپارم

کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی

۸

ای چشم رهی سویت کو چشم رهی‌جویت ؟

روی از من سر گردان شاید که نگردانی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…