اثر ادبی

غرق تمنای توام

رهی معیری•غزلها - جلد اول•وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
♡
۰

در پیش بی‌دردان چرا فریاد بی‌حاصل کنم

گر شِکوه‌ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم

۱

در پرده سوزم همچو گُل در سینه جوشم همچو مُل

من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم

۲

اول کنم اندیشه‌ای تا برگزینم پیشه‌ای

آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم

۳

زآن رو ستانم جام را آن مایه‌ی آرام را

تا خویشتن را لحظه‌ای از خویشتن غافل کنم

۴

از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او

تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم

۵

روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم

خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم

۶

غرق تمنای توام موجی ز دریای توام

من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم

۷

دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی

چند از غم دل چون رهی فریاد بی‌حاصل کنم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…