اثر ادبی

پایان شب

رهی معیری•غزلها - جلد دوم•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

رفت و نرفته نکهت گیسوی او هنوز

غرق گل است بسترم از بوی او هنوز

۱

دوران شب ز بخت سیاهم به سر رسید

نگشوده تاری از خم گیسوی او هنوز

۲

از من رمید و جای به پهلوی غیر کرد

جانم نیارمیده به پهلوی او هنوز

۳

دردا که سوخت خار و خس آشیان ما

نگرفته خانه در چمن کوی او هنوز

۴

روزی فکند یار نگاهی به سوی غیر

باز است چشم حسرت من سوی او هنوز

۵

یک بار چون نسیم صبا بر چمن گذشت

می‌آید از بنفشه و گل بوی او هنوز

۶

روزی که داد دل به گل روی او رهی

مسکین نبود باخبر از خوی او هنوز

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…