اثر ادبی

هوسناک

رهی معیری•غزلها - جلد دوم•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

در چمن چون شاخ گل نازک‌تنی افتاده است

سایه نیلوفری بر سوسنی افتاده است

۱

چون مه روشن که تابد از حریر ابرها

ساق سیمینی برون از دامنی افتاده است

۲

یک جهان دل بین که از گیسوی او آویخته

یک چمن گل بین که در پیراهنی افتاده است

۳

روی گرمی شعله‌ای در جان ما افروخته

خانمان‌سوز آتشی در خرمنی افتاده است

۴

دیگرم بخت رهایی از کمند عشق نیست

کار صید خسته با صیدافکنی افتاده است

۵

نور عشق از رخنهٔ دل بر سرای جان دمید

پرتوی در کلبه‌ام از روزنی افتاده است

۶

چون نسیم اندام او را بوسه‌باران کن رهی

کز هوسناکی چو گل در گلشنی افتاده است

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…