اثر ادبی

خشکسال ادب

رهی معیری•غزلها - جلد چهارم•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

دگر ز جان من ای سیم‌بر چه می‌خواهی؟

ربوده‌ای دل زارم، دگر چه می‌خواهی؟

۱

مریز دانه، که ما خود اسیر دام توایم

ز صید طایر بی بال و پر چه می‌خواهی؟

۲

اثر ز ناله خونین‌دلان، گریزان است

ز ناله‌، ای دل خونین، اثر چه می‌خواهی؟

۳

به گریه بر سر راهش فتاده بودم دوش

به خنده گفت: از این رهگذر چه می‌خواهی؟

۴

نهاده‌ام سر تسلیم، زیر شمشیرت

بیار بر سرم ای عشق، هرچه می‌خواهی!

۵

کنون که بی‌هنرانند کعبه دل خلق

چو کعبه، حرمت اهل هنر چه می‌خواهی؟

۶

به غیر آن که بیفتد ز چشم‌ها چون اشک

به جلوه‌گاه خزف، از گهر چه می‌خواهی؟

۷

رهی! چه می‌طلبی نظم آبدار از من؟

به خشک‌سال ادب، شعر تر چه می‌خواهی؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…