اثر ادبی

در سایه سرو

رهی معیری•غزلها - جلد چهارم•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

حال تو روشن است دلا از ملال تو

فریاد از دلی که نسوزد به حال تو

۱

ای نوش‌لب که بوسه به ما کرده‌ای حرام

گر خون ما چو باده بنوشی حلال تو

۲

یاران چو گل به سایه سرو آرمیده‌اند

ما و هوای قامت با اعتدال تو

۳

در چشم کس وجود ضعیفم پدید نیست

باز آ که چون خیال شدم از خیال تو

۴

در کار خود زمانه ز ما ناتوان‌تر است

با ناتوان‌تر از تو چه باشد جدال تو؟

۵

خار زبان‌دراز به گل طعنه می‌زند

در چشم سفله عیب تو باشد کمال تو

۶

ناساز گشت نغمه جان‌پرورت رهی

باید که دست عشق دهد گوشمال تو

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…