اثر ادبی

زبان اشک

رهی معیری•غزلها - جلد چهارم•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

چون صبح نودمیده صفا گستر است اشک

روشن‌تر از ستاره روشنگر است اشک

۱

گوهر اگر ز قطره باران شود پدید

با آفتاب و ماه ز یک گوهر است اشک

۲

با اشک هم اثر نتوان خواند ناله را

غم‌پرور است ناله و جان‌پرور است اشک

۳

بارد ازو لطافت و تابد ازو فروغ

چون گوی سینه بت سیمین‌بر است اشک

۴

خاطر فریب و گرم و دلاویز و تابناک

همرنگ چهره تو پری‌پیکر است اشک

۵

از داغ آتشین‌لب ساغرنواز تو

در جان ماست آتش و در ساغر است اشک

۶

با دردمند عشق تو همخانه است آه

با آشنای چشم تو هم‌بستر است اشک

۷

لب بسته‌ای ز گفتن راز نهان رهی

غافل که از زبان تو گویاتر است اشک

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…