۰
پاس ادب، به حد کفایت نگاه دار
خواهی اگر ز بیادبان یابی ایمنی
۱
با کم ز خویش، هرکه نشیند به دوستی
با عز و حُرمت خود، خیزد به دشمنی
۲
در خون نشست غنچه، که شد همنشین خار
گردن فراخت سرو، ز برچیده دامنی
۳
افتاده باش، لیک نه چندان که همچو خاک
پامال هر نبهره شوی، از فروتنی
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.