اثر ادبی

مریم سپید

رهی معیری•منظومه‌ها•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

عروس چمن مریم تابناک

گرو برده از نوعروسان خاک

۱

که او را به جز سادگی مایه نیست

نکوروی محتاج پیرایه نیست

۲

به رخ نور محض و به تن سیم ناب

به صافی چو اشک و به پاکی چو آب

۳

به روشندلی قطره شبنم است

به پاکیزگی دامن مریم است

۴

چنان نازک‌اندام و سیمینه‌تن

که سیمین‌تن نازک‌اندام من

۵

سخن‌ها کند با من از روی دوست

ز گیسوی او بشنوم بوی دوست

۶

به رخساره چون نازنین من است

نشانی ز نازآفرین من است

۷

بود جان ما سرخوش از جام او

که ما را گلی هست هم‌نام او

۸

گل من نه تنها بدان رنگ و بوست

که پاکیزه دامان پاکیزه‌خوست

۹

قضا چون زند جام عمرم به سنگ

به داغم شود دیده‌ها لاله‌رنگ

۱۰

به خاک سیه چون شود منزلم

بود داغ آن سیم‌تن بر دلم

۱۱

بهاران چو گل از چمن بردمد

گل مریم از خاک من بردمد

۱۲

نوازد دل و جان غمناک را

پر از بوی مریم کند خاک را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…