اثر ادبی

حکایت شمارهٔ ۷

♡
۰

یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی‌گفت: ای پسر‌! چندان که تعلق خاطر آدمی‌زاد به روزی‌ست اگر به روزی‌ده بودی به مقام از ملائکه در‌گذشتی.

۱

فراموشت نکرد ایزد در آن حال

که بودی نطفهٔ مدفون و مدهوش

۲

روانت داد و طبع و عقل و ادراک

جمال و نطق و رای و فکرت و هوش

۳

ده انگشتت مرتب کرد بر کف

دو بازویت مرکب ساخت بر دوش

۴

کنون پنداری ای ناچیز همت‌!

که خواهد کردنت روزی فراموش‌؟

آثار سعدی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…