۰
هر آن سری که در سر داری با دوست در میان منه چه دانی که وقتی دشمن گردد و هر گزندی که توانی، به دشمن مرسان که باشد که وقتی دوست شود.
۱
رازی که نهان خواهی، با کس در میان منه وگرچه دوست مخلص باشد که مر آن دوست را نیز دوستان مخلص باشد، همچنین مسلسل.
۲
خامشی به که ضمیر دل خویش
با کسی گفتن و گفتن که مگوی
۳
ای سلیم آب ز سرچشمه ببند
که چو پر شد نتوان بستن جوی
۴
سخنی در نهان نباید گفت
که بر انجمن نشاید گفت
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.