۰
پادشه باید که تا به حدی خشم بر دشمنان نراند که دوستان را اعتماد نماند. آتش خشم اول در خداوند خشم اوفتد پس آنگه زبانه به خصم رسد یا نرسد.
۱
نشاید بنیآدم خاکزاد
که در سر کند کبر و تندی و باد
۲
تو را با چنین گرمی و سرکشی
نپندارم از خاکی از آتشی
۳
در خاک بیلقان برسیدم به عابدی
گفتم: مرا به تربیت از جهل پاک کن
۴
گفتا: برو چو خاک تحمل کن ای فقیه
یا هر چه خواندهای همه در زیر خاک کن
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.