۰
همه کس را عقلِ خود به کمال نماید و فرزندِ خود به جمال.
۱
یکی یهود و مسلمان، نزاع میکردند
چنان که خنده گرفت از حدیثِ ایشانم
۲
به طَیرَه گفت مسلمان: گر این قبالهٔ من
درست نیست، خدایا، یهود میرانم
۳
یهود گفت: به تورات میخورم سوگند!
وگر خِلاف کنم همچو تو مسلمانم
۴
گر از بَسیطِ زمین، عقل، مُنعَدِم گردد
به خود، گمان نبَرَد هیچکس که نادانم
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.