۰
هر چه زود بر آید دیر نپاید.
۱
خاکِ مشرق شنیدهام که کنند
به چهل سال کاسهای چینی
۲
صد به روزی کنند در مَردَشت
لاجَرَم قیمتش همیبینی
۳
مرغک از بیضه برون آید و روزی طلبد
و آدمیبچه ندارد خبر و عقل و تمیز
۴
آن که ناگاه کسی گشت، به چیزی نرسید
وین به تمکین و فضیلت بگذشت از همه چیز
۵
آبگینه همه جا یابی از آن قدرش نیست
لعل دشخوار به دست آید از آن است عزیز
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.