اثر ادبی

بخش ۲ - مصایب مصنف و مناجات

هلالی جغتایی•شاه و درویش•وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
♡
۰

ای دوای درون خسته‌دلان

مرهم سینهٔ شکسته دلان

۱

مرهمی لطف کن، که خسته‌دلم

مرحمت کن که [بس] شکسته‌دلم

۲

گرچه من سر به سر گنه کردم

نامهٔ خویش را سیه کردم

۳

تو درین نامهٔ سیاه مبین

کرم خویش بین گناه مبین

۴

من خود از کرده‌های خود خجلم

تو مکن روز حشر منفعلم

۵

با وجود گناه‌کاری‌ها

از تو دارم امیدواری‌ها

۶

زانکه بر توست اعتماد همه

ای مراد من و مراد همه

۷

تو کریمی و بی‌نوای توام

پادشاهی و من گدای توام

۸

نی گدایی که این و آن خواهم

کام دل، آرزوی جان خواهم

۹

بلکه باشد گدایی‌ام دردی

اشک سرخی و چهرهٔ زردی

۱۰

تا به راهت ز اهل درد شوم

برنخیزم اگرچه گرد شوم

۱۱

چون به خاک اوفتم به صد خواری

تو ز خاکم به لطف برداری

۱۲

گرچه در خورد آتشم چون شرر

نظری گر به من رسد چه ضرر؟

۱۳

من نگویم که لطف و احسان کن

بنده‌ام هرچه شایدت آن کن

۱۴

عاقبت بگسلد چو بند از بند

بند بند مرا به خود پیوند

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…