اثر ادبی

بخش ۲۰ - نالیدن درویش در کوی شاه

هلالی جغتایی•شاه و درویش•وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
♡
۰

آن شب آفاق همچو گلشن بود

شب نبود آن، که روز روشن بود

۱

فلک از آفتاب و بدر منیر

قدحی بود پر ز شکر و شیر

۲

ماه چون کاسهٔ پنیر شده

کوچ‌ها همچو جوی شیر شده

۳

سایه ظلمت فگنده بر سر نور

ریخته مشک ناب بر کافور

۴

در چمن سایه‌های برگ چنار

چون سیه کرده پنجه‌های نگار

۵

سایهٔ برگ بیدگاه شمال

راست چون ماهیان در آب زلال

۶

بود ماه فلک تمام آن شب

شاه را شد هوای بام آن شب

۷

شب مهتاب طرف بام خوش‌ست

جلوه‌های مه تمام خوش‌ست

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…