۰
چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب
حیف از آن دیده که آمادهٔ خوابست امشب
۱
قمرا! پرده برافکن که ز شرم رخ تو
چهرهٔ ماه فلک زیر نقابست امشب
۲
نور روی قمر و عکس می و پرتو شمع
چهره بگشاکه شب ترک حجابست امشب
۳
با دل سوخته پروانه به شمعی میگفت
دادن بوسه به عشاق ثوابست امشب
۴
چون بهار انده فردا مخور و باده بخور
که همین یکنفس از عمر حسابست امشب
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.