اثر ادبی

شمارهٔ ۱۱

ملک‌الشعرا بهار•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
♡
۰

بگرد ای جوهر سیال در مغز بهار امشب

سرت گردم‌ نجاتم ده ز دست روزگار امشب

۱

بر یاران ترش‌روی آمدم زین تلخ‌کامی‌ها

ز مستی خندهٔ شیرین به رویم برگمار امشب

۲

ز سوز تب نمی‌نالم طبیبا دردسر کم کن

مرا بگذار با اندیشهٔ یار و دیار امشب

۳

هزاران زخم کاری دارم اندر دل ولی هر دم

ز یک زخم جگر ترساندم بیماردار امشب

۴

گرم خون‌ از جگر بیرون زند نبود عجب زیرا

که ‌از خون ‌لب‌ به‌ لب گشته ‌است‌ این‌ قلب‌ فگار امشب

۵

فنای سینه‌ر‌یشان گرمی ناب است ای ساقی

بده جامی و برهانم ز رنج انتظار امشب

۶

شب‌ هجرانم‌ از جان‌ سیر کرد آن‌ زلف‌ پرخم کو

که در دامانش آویزم به قصد انتحار امشب

۷

مده‌ داروی‌ خواب‌ ای‌ غافل‌ از شب‌ زنده‌داری‌ها

خوشم با آه آتشناک و چشم اشکبار امشب

۸

اگر نالد «‌بهار» از زخم دل نالد، نه زخم سل

پرستاران ‌چه ‌می‌خواهید ازین ‌بیمار زار امشب

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…