۰
وحشت راه دراز از نظر کوته ماست
رخ متاب ای دل ازین ره که خدا همراه ماست
۱
نیست اصلا خبری در سر بازار وجود
ور همانا خبری هست به خلوتگه ماست
۲
جز تو ای عشق! اگر ما در دیگر زدهایم
جرم بر عقل به هر در زدهٔ گمره ماست
۳
گر چهی کند رفیقی به ره ما چه زیان
زان که ما آب روانیم و ره ما چه ماست
۴
ما جگر گوشهٔ کوهیم و پسرخواندهٔ ابر
هر کجا سبزتر آن مزرعه گردشگه ماست
۵
شیر را عار ز زندان نبود وین رفتار
بیسبب مایهٔ فخر عدوی روبه ماست
۶
ای بهار از دگران کارگشایی مطلب
که خدا کارگشای دل کارآگه ماست
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.