۰
نم باران ز بستان گرد رفته است
طبیعت را گلی از گل شکفته است
۱
نسیم آزاد میآید به بستان
چرا پس مرغکان را دل گرفته است
۲
عجب شوری بپاکردست بلبل
ندانم عشق در گوشش چه گفته است
۳
به ما جز عشق و آزادی مده پند
که عاشق حرفمردم کم شنفته است
۴
بهارا بیش ازبن درگوش ملت
مزن گلبانگ آزادی که خفته است
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.