۰
گرت اندر صفت جن و ملک هیچ شک است
بین به نادان و خردمند که جن و ملک است
۱
مردم نادان بر خاک بماند چون دیو
وآن که آموخت خرد همچو ملک بر فلک است
۲
از پی مردم عالم همه جا عائلههاست
مردم جاهل در عائلهٔ خویش تک است
۳
باغ دانایی باغی است که فردوس آنجاست
چاه نادانی چاهی است که قعرش درک است
۴
ملکها را همه از پی درک و مدعی است
ملک دانایی بیمدعی و بیدرک است
۵
درد بیعلمی دردی است که درمانش نیست
شاخنادانی شاخیاست که بارشخسک است
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.